من هیشوخ بابا بزرگامو ندیدم… یکیشون قبل اینکه من دنیا بیام فوت کرد،… یکی دیگه شون هم وختی یه سالم بود… خلاصه عقده بابابزرگ دارم… یه بابا بزرگ با سیبیلای پهن سفید، یه کم تپل، با کلاه شاپو، کت و شلوار و جلیقه… و زنجیر ساعت و عینک… یه بابابزرگ که من نوه گلش باشم، همیشه و همه جا جلو بقیه حتی بابام، ازم دفاع کنه و طرف منو بگیره… یه بابا بزرگ که کلی خاطره تعریف کنه برام از جوونی خودش و بقیه… یه بابابزرگ که بوی قرص نعنا بده و تو جیبش همیشه نخودچی کیشمیش داشته باشه!
خلاصه الان یه بابابزرگ مورد نیازه،… از واجدین شرایط تقاضا می شه رزومه شونو تو همین کامنتدونی ارائه بدن تا بررسی شه! با تشکر
خلاصه الان یه بابابزرگ مورد نیازه،… از واجدین شرایط تقاضا می شه رزومه شونو تو همین کامنتدونی ارائه بدن تا بررسی شه! با تشکر
No comments:
Post a Comment