دیروز که رسیدیم خونه، آقای پدر اومد دم در و با شادی ما رو بوس کرد!
مام خوشحال، گفتیم چه خبره؟! چی شده؟!( آخه آقای پدر ما سالی دوبار، اونم تولد و سال تحویل ما رو بوس می کنه)... آقای پدر هم گفت: چیه؟ ناراحتی؟ بیا پس بگیر... لپشو آورد جلو:))))
فقط همینو بگم کلی شاد بودم تا آخر شب... مث وختایی که واسه معدل خوب جایزه می گرفتم
می خوام برم امروز براش بستنی بخرم، وانیلی کیلویی میهن
مام خوشحال، گفتیم چه خبره؟! چی شده؟!( آخه آقای پدر ما سالی دوبار، اونم تولد و سال تحویل ما رو بوس می کنه)... آقای پدر هم گفت: چیه؟ ناراحتی؟ بیا پس بگیر... لپشو آورد جلو:))))
فقط همینو بگم کلی شاد بودم تا آخر شب... مث وختایی که واسه معدل خوب جایزه می گرفتم
می خوام برم امروز براش بستنی بخرم، وانیلی کیلویی میهن
No comments:
Post a Comment