یه وختایی حال و حوصله مجازی بودن رو نداری
حال و حوصله گپ و گفت مجازی رو نداری
حال و حوصله کارای ناتمومو نداری
حال و حوصله شروع برنامه هاتم نداری
یه وختایی فقط دلت می خواد جلو پنجره بشینی
لیوان داغ چایی تو دستت، خمیازه بکشی و
به شلپ شلپ قطره های بارون تو حیاط زل بزنی
هر یه قطره که می افته، هزارتا حلقه دورش میندازه
هر قطره با همه قطره بودنش می شه یه منظومه،
منظومه شمسی که نه، منظومه قطره ای
بعدش محو می شه، گم می شه
هیشکی هم یادش نمیاد اون قطره هه که الان یه چاله آب شده
قبلن یه منظومه ساخته بوده! یه دنیا بوده واسه خودش
دلم می سوزه براش
دلم می سوزه واسه خودم حتی
که حال و حوصله ندارم و هیشکی هم به تخمش نیس!
حال و حوصله گپ و گفت مجازی رو نداری
حال و حوصله کارای ناتمومو نداری
حال و حوصله شروع برنامه هاتم نداری
یه وختایی فقط دلت می خواد جلو پنجره بشینی
لیوان داغ چایی تو دستت، خمیازه بکشی و
به شلپ شلپ قطره های بارون تو حیاط زل بزنی
هر یه قطره که می افته، هزارتا حلقه دورش میندازه
هر قطره با همه قطره بودنش می شه یه منظومه،
منظومه شمسی که نه، منظومه قطره ای
بعدش محو می شه، گم می شه
هیشکی هم یادش نمیاد اون قطره هه که الان یه چاله آب شده
قبلن یه منظومه ساخته بوده! یه دنیا بوده واسه خودش
دلم می سوزه براش
دلم می سوزه واسه خودم حتی
که حال و حوصله ندارم و هیشکی هم به تخمش نیس!