نشسته بودیم لب دیوار
دنیا زیر پامون بود
کاجای خوابیده زیر لحاف برفا
که هر از گاهی کله هاشونو می تکوندن و
برفا رو می پاشوندن اینور اونور
بعدم شهر و همه مردم شهر
اینقدر نزدیک…. درست زیر پاهامون
آره، من و تو نشسته بودیم لب دیوار دنیا اصن
پاهامونو تکون می دادیم و
دلامون با هم سوت میزدن
آهنگ سریال از سرزمین شمالی رو
و خیالاتمون عین حبابای صابون
پر بودن دور و برمون
خواب بود اینا؟!؟
کجاش واقعی بود، کجاش خیال
یه دفه حباب خیال تو
ترکید تو صورتم
می خندی عزیز؟
دنیا زیر پامون بود
کاجای خوابیده زیر لحاف برفا
که هر از گاهی کله هاشونو می تکوندن و
برفا رو می پاشوندن اینور اونور
بعدم شهر و همه مردم شهر
اینقدر نزدیک…. درست زیر پاهامون
آره، من و تو نشسته بودیم لب دیوار دنیا اصن
پاهامونو تکون می دادیم و
دلامون با هم سوت میزدن
آهنگ سریال از سرزمین شمالی رو
و خیالاتمون عین حبابای صابون
پر بودن دور و برمون
خواب بود اینا؟!؟
کجاش واقعی بود، کجاش خیال
یه دفه حباب خیال تو
ترکید تو صورتم
می خندی عزیز؟
No comments:
Post a Comment