بالای پل بودیم و
بارون ریز ریز مث گَردی سبک
می پاشید رو صورتامون
از اون بالا چراغای ماشینا تو ترافیک کنار آتیش سیگارت
خوشگل بنظر می رسید
انگار داشتی یکی از چراغا رو دود می کردی
و چه اهمیت داشت که توی تک تک اون ماشینا
چه خبر بود
اینکه کی عصبانی بود، کی خسته و بی حوصله از ترافیک
کی در حال بگو بخند و عشق ورزی حتی
ما بالای سرشون بودیم
تو آغوش هم
غرق در هم
اهلی هم
آره حسی خدایی
می تونستیم حتی اشاره کنیم و
به قولی: طرحی نو دراندازیم
ما قسمتی از خودش بودیم
یا شایدم خود خودش بودیم
شکر
بارون ریز ریز مث گَردی سبک
می پاشید رو صورتامون
از اون بالا چراغای ماشینا تو ترافیک کنار آتیش سیگارت
خوشگل بنظر می رسید
انگار داشتی یکی از چراغا رو دود می کردی
و چه اهمیت داشت که توی تک تک اون ماشینا
چه خبر بود
اینکه کی عصبانی بود، کی خسته و بی حوصله از ترافیک
کی در حال بگو بخند و عشق ورزی حتی
ما بالای سرشون بودیم
تو آغوش هم
غرق در هم
اهلی هم
آره حسی خدایی
می تونستیم حتی اشاره کنیم و
به قولی: طرحی نو دراندازیم
ما قسمتی از خودش بودیم
یا شایدم خود خودش بودیم
شکر
No comments:
Post a Comment