برف میاد
برف
نه بیرون پنجره
همش توی فکرمه
پرکای برف
تیکه تیکه
دونه دونه
از تو مخم
میریزن تو حلقم اصن
خنکه اما گلومو درد میاره
یکی می گفت دردش مازوخیستیه
می دونی درده اما دوسش داری درده رو
واسه همینه که می ذارم بباره
بذا بباره
فقط کاش چشام بخار نگرفته بود
تا می دیدی که توم چه کولاکیه
برف
نه بیرون پنجره
همش توی فکرمه
پرکای برف
تیکه تیکه
دونه دونه
از تو مخم
میریزن تو حلقم اصن
خنکه اما گلومو درد میاره
یکی می گفت دردش مازوخیستیه
می دونی درده اما دوسش داری درده رو
واسه همینه که می ذارم بباره
بذا بباره
فقط کاش چشام بخار نگرفته بود
تا می دیدی که توم چه کولاکیه
No comments:
Post a Comment