خسته م خعلی
نمی خوام راجع به آینده فک کنم الان
نمی خوام برنامه بریزم
حرکتی بکنم
سرعت همه چی خعلی زیاد شده و
من همیشه از سرعت زیادی می ترسم
چه وختی که تو ماشینم
چه وختی که تو سرپایینی کوه اشتباهی شروع می کنم به دویدن
می ترسم… می ترسم با پای خودم بپرم تو دره
هنوز زوده
خعلی زوده واسه برنامه ریزیای بلند مدت
زوده واسه یه دفه بریدن و رها کردن
رها کردن چیزایی که سال ها برام ارزش بوده
که بهشون عشق می ورزم حتی
دلتنگشون می شم،… اصن شایدم نتونم
نمی دونم که من آدم بریدن و دل کندن باشم یا نع!
عزیزم!
فعلن حرفی نزن… هیچی نگو
نمی خوام راجع به آینده فک کنم
نه الآن
نمی خوام راجع به آینده فک کنم الان
نمی خوام برنامه بریزم
حرکتی بکنم
سرعت همه چی خعلی زیاد شده و
من همیشه از سرعت زیادی می ترسم
چه وختی که تو ماشینم
چه وختی که تو سرپایینی کوه اشتباهی شروع می کنم به دویدن
می ترسم… می ترسم با پای خودم بپرم تو دره
هنوز زوده
خعلی زوده واسه برنامه ریزیای بلند مدت
زوده واسه یه دفه بریدن و رها کردن
رها کردن چیزایی که سال ها برام ارزش بوده
که بهشون عشق می ورزم حتی
دلتنگشون می شم،… اصن شایدم نتونم
نمی دونم که من آدم بریدن و دل کندن باشم یا نع!
عزیزم!
فعلن حرفی نزن… هیچی نگو
نمی خوام راجع به آینده فک کنم
نه الآن
No comments:
Post a Comment