Tuesday, December 6, 2011

دلم می خواد با کسی که دوسش دارم
هر ساعت شبانه روز که خواستم تلفنی حرف بزنم (بی نگرانی)
باهاش هر جا که خواستم برم، تا هر ساعتی (بی نگرانی)
اصن بیام اینجا داد بزنم : آهای ایهاالناس من … رو دوس دارم (بی نگرانی)
ببرمش خونمون و به بابا، مامانم معرفیش کنم (بی نگرانی)
مامان باباش به همینی که هستم افتخار کنن (بی نگرانی)
نه اینکه از رو نگرانی، مخفی بشم، لال بشم، معما بشم و حتی به رفتن فک کنم… دور شدن و دور شدن
ازنگرانی ها بدم میاد، آخه دوس داشتن عیب نیس که بخوایم مخفی بشیم… دور بشیم :(

No comments:

Post a Comment