Thursday, August 25, 2011

تنها تو

در حریم چهره ای چون ماه
پوشش لبخندی پنهانی
قلب چون سنگ مرا دزدید
در خیال فکر تو در راه
تنم چون پوششی از کاه
بدست تندبادی آسمان افروز
زهم افتاد و واپس زد
و من راهی فکر تو
ز هم بگسستم و رفتم
رفتم... چرا که فکر تو در من
فراسوی نگاهم بود

رفتم از آن پس هر شب و هر شب
به حاجت خواهی قلبی
که من را شعله سر می کرد
تو در من آتشی بودی
که جسمم معبد تنها نگاهت بود

بیا پائین ز فرق آسمان و بر من خاکی
میان آب و باد و آتش و فریاد
ز لبخندت،
عشقی نو، روانی تازه و روحی دگرباره عطا فرما

2 comments:

  1. تبريك بمناسبت تاسيس وبلاگت

    ReplyDelete
  2. مرسی فالن ایر پلین
    خیلی خیلی دیر دارم جواب می دم، چون کلن من وبلاگ نویسی رو تازه شروع کردم و تا امروز که یکی از دوستان ازم پرسید چرا جواب کامنتشو تو وبلاگم ندادم، مانتای وبلاگمو ندیده بودم! ببخشین تو رو به ابولفض
    بازم ممنون از اینکه به وبلاگم سر زدی
    بوس تو روحت
    صدف

    ReplyDelete