Thursday, August 25, 2011

تاکسی باس اصیل باشه

چن وخ پیش منتظر ماشین بودم، یه تاکسی نارنجی داغون جلو پام ترمز کرد… راننده ش یه پیرمرد بی دندون بود با عینک ته استکانی(یه چی در حد ممد پوری خودمون) … داد زد: بپر بالا جوون، یا علی… خندیدم و سوار شدم. تاکسی عالی بودا… صندلیاشو فرش کرده بود و جلو داشتبوردش پر از عکس برگردونای حضرت علی بود و هنرپیشه های هندی… به آینه شم عکس هایده رو چسبونده بود… انگشترای عقیق گنده تو انگشتاش بود… گفت بذا یه آهنگ بذارم جیگرت حال بیاد… حمیرا گذاشت با صدای بلن! … ماشینش اونقده داغون بود که تو هر دست اندازی که مینداخت درای عقبش وا می شد… من از اینور به اونور صندلی می پریدم و درا رو نگه می داشتم… از تو آینه به من نگاه کرد و قاه قاه خندید… بعدم که رسیدیم گفت علی نگهدارت باشه!….ینیا حال کردم با این راننده و تاکسیش… تاکسی اصیل ایرونی با حمیرا که می خوند:
می خوام برم دریا کنار
دریا کنار هنوز قشنگه

No comments:

Post a Comment