چقدر خوبه بعد از یه هفته کار روز تعطیل رو دامن گلدار بپوشم، لاک قرمز بزنم، موهامو دورم بریزم، بشینم توی آفتاب و سبزی خوردن پاک کنم واسه ناهار… چه خوبه وقتی دارم ناهار می پزم با یه موسیقی شب شبه و قاشق توی دستم بچرخم و برقصم و توی غذام کلی شادی و عشق بریزم… چقدر دوست دارم وقتی دارم لباسها رو از توی ماشین در میارم توی خیالم به ادامه قصه ام فکر کنم و تصاویرشو نقاشی کنم… بعدم با عجله برم گوشواره های رنگ و وارنگ بندازم، به خودم عطر بزنم، ماتیکمو بزنم تا از راه برسی… وای که چقدر خوبه وقتی محکم بغلم می کنی و موهامو بو می کنی… فقط به خاطر همین لحظه بود تمام هیجان روزم.
No comments:
Post a Comment