خرده ریزه های صدف
Saturday, January 7, 2012
یه پسر عمو داشتم وختی بچه بودیم، حرصش که درمیومد از دستم می خوند :« صدف خره، گاو منه، سوارش می شم خر می بره» یه جورایی دلش خنک می شد دوبار گفته خر...
راضی بودم ازش :))))))
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment